خرید بک لینک

سلام با قاسم بحثم شد چند روز پيش اخلاقش زود عصبي ميشه و پيام ميده باي خداحافظ منم جواب دادم بسلامت گفت من احمق چي فك ميكردم باشه بسلامت خخخخخخخ خب حقش بود بهش گفتم زن علي گفته ك مهريه ندادي و زنت از دود بدش ميامده گفت زنگ ميزنم زن عليم ميفرستم جاي اون كثافت گفت زنگ نزن ك من از اول بد ميشم بهم ثابت كن خودتو گفت چيو ثابت كنم چرا اخه مردا اينقد خنگن يا خيلي زرنگن من اولين دختريم ك ازدواج كرده تو خانواده اگ هر كاري كنم رو خواهرام تاثير ميذاره نميخام چوب منو بخورن خانوادمم خوشحالن مادرم دوسندارم خوشحالي مادرم بهم بخوره اون شب اونقد گريه كردم ك خدا ميدونه صبح هر چي زنگ زد جواب ندادم ولي اخر سر اشتي كردم گفتم خدا اخه مگ من چيكار كردم من ك دنبال بهترينها بودم چرا من ولي قسمتمم اين بوده يكم اخلاقش تنده و زودي قهر ميكنه گفت سميه من محبت نديدم شايد از يه دختر بيشتر ناز كنم و اشكم در اومد زن علي ميخاد زندگيم نابود بشه گفتم نه من از دروغ متنفرم ولي يكم بي احساسه من دوسدارم همسرم منو سر شار از محبت كنه ولي گفت من نميزارم كسي ازم سو استفاده كنه به خاك سيا ميشونمش كاري نكنن ك ضرر كني گفتم من خرم نبايد بزارم ك كاري كني ك ضرر نكنم گفت بد برداشت كردي گفتم نه گفتم من زنتم سو استفاده چرا دوست دخترت ك نيستم خيلي شب بدي بود تو رابطه جنسي من يچيزايي رو نميخام نميتونم بگم ناراحت ميشه خدا ازتو كمك ميخام تاالان هوامو داشتي ديشب بمن پيام داده ك چرا اجازه نميگيري ميري جايي گفتم من تاالان ازاد بودم از ازاديم سو استفاده نكردم يجورايي خيلي سختمه ك اجازه بگيرم خدا خودت كمكم كن امروز براي اولين بار دلم تنگ شده واسه قاسم اون فك ميكنه فقط واسه سكس ميخامش در حالي ك زن بيشترين عاطفشه احساسشه احترامه ولي اونم بي احساسه منم مث خودشم

برچسب: نویسنده: یوسف نوروزی تاريخ: شنبه 18 اسفند 1397 ساعت: 8:08

صفحه بندی